ماه رمضان آمد؛ ماهِ مبارکِ رمضان آمد؛ ماهِ بهارِ قرآن و سریالهای مناسبتیِ تلویزیون آمد؛
خوش آمد.
در این ایامِ مبارک، اگر تلویزیون فرصتی برایتان گذاشت، سری هم به مفاتیح بزنید.

دعایی در مفاتیح ثبت شده به نامِ دعای «افتتاح». سفارش شده که این دعا را هر روز در ماهِ مبارکِ رمضان بخوانیم.

یکی از تفاوتهای عمدهی پیروانِ ائمه با اهلِ سنت و جماعت، مسئلهی «دعا» است. فرزندانِ حضرتِ زهرا (س) دعاهای فراوانی را برای ما به یادگار گذاشتهاند که بخشی از آنها به کوشش «شیخ عباس قمی» در کتابِ ارزشمندِ «مفاتیح الجنان» گردآوری شده است. یکی از این دعاها، دعای افتتاح است که در ادامه بیشتر از آن خواهم گفت؛ به مدد خدا.
همهی دعاهایی که از ائمه برای ما به یادگار مانده عملکردِ آموزشی نیز دارند و یک قاعدهی کلی در موردِ همهشان برقرار است: «همهی دعاها علاوه بر آموزشِ چگونگیِ ایجادِ ارتباط با خدای بزرگ، در زمینهی اصول و فروعِ عقایدِ نابِ شیعه نیز آموزشهایی در دلِ خود جای دادهاند»
دعای افتتاح از این قاعده مستثنا نیست، محورهای کلی این دعا به گونهایست که ابتدا خدای یکتا را با اسامیِ گوناگونی موردِ مخاطبه قرار میدهد و در حینِ گداییِ درِ خانهی خدا، صفاتِ جمال و جلالِ حق تعالی را بیان و معرفی میکند. سپس به اختصار و در حینِ فرستادنِ درود بر پیامبرِ اعظم و وصیِ گرانقدرش، این دو پدرِ امت را معرفی میکند. پس از اینکه به اختصار بقیهی ائمه را درود میفرستد، نوبت به «قائمِ مؤمل و عدلِ منتَظَر» میرسد. پس از فرستادنِ درود بر او، دعاهایی که ناظر به هدفِ غایی و آرمانشهرِ شیعه هستند آغاز میشوند. «دینی که برایش پسندیدهای مورد تمکین قرار بده»، «پس از خوفش به او امنیتی بده که تو را بپرستد»، «فتحِ آسانی برایش رقم بزن و یک حکومتِ پیروز را برایش مقرر کن»؛ بلافاصله پس از این دعاها یکی از فرازهای معروفِ دعا قرار دارد:

اصلِ حرفِ من در اینجاست. دوستان به نکتهی شماره 5 پیوستِ مربوط به پست قبلی نگاهی بیاندازند و سپس ادامهی مطلب را بخوانند.
مسئلهی اصلی زندگیِ ما در دورانِ نوجوانی و جوانی انتخاب است. اصلیترین انتخابهای ما در این دوران رقم میخورد؛ انتخابِ رشتهِ تحصیلیِ دبیرستان، انتخابِ بینِ ادامه تحصیل در حوزه یا دانشگاه، سپس انتخابهای دیگری نظیرِ انتخابِ شغل و شهرِ محلِ زندگی و همراهِ زندگیِ مشترک و ... پیش میآیند. انتخابهایی که همگی به یک انتخابِ اصلیتر بستگی دارند؛ اینکه ما چه گونهای از زندگی را برای خود در نظر گرفتهایم و چه وظایفی درون جامعه برای خود قائلیم. آیا رسالتِ اصلاحِ جامعه را بر دوشِ خود میبینیم یا نه؟ آیا خودمان را فقط در قبالِ همسر و فرزندان و نهایتاً نزدیکانِ درجه 2 مسئول و موظف میدانیم یا خیر؟ آیا فقط به فکرِ دنیای خود هستیم یا آخرتمان هم برایمان مهم است؟ دنیای دیگران و رفاهِ حالِ مادیِ آنان چه اهمیتی برای ما دارد؟ سعادتِ اُخرویشان چهطور؟ این انتخاب است که تمامِ تصمیماتِ دیگرِ زندگیمان را تحتِ تأثیر قرار میدهد.
برگردیم به آن فرازِ معروفِ دعای افتتاح؛
خداوندا ما به سوی تو رغبت داریم در دولت (و حکومت) کریمهای که به واسطهی آن اسلام و اهل آن عزیز گردانی و نفاق و منافقان خوار و ذلیل کنی. خداوندا دوست میداریم که در آن حکومت، ما را در گروهِ «دعوتکنندگان به اطاعت از تو» و «راهبرانِ به سویِ تو» قرار دهی.
این قسمت از دعا در کنارِ مطرح کردنِ هدفِ نهاییِ شیعه، که تشکیلِ یک حکومتِ دینی است، (و قطعاً تشکیلِ جمهوریِ اسلامیِ ایران یکی از گامهای اولیهی رسیدن به آن بوده است) و برشمردنِ برخی از ویژگیهای آن مانند عزت اسلام و مسلمین، با ما میآموزد که چه گونهای از زندگی را برای خود انتخاب کنیم:
زندگیای که دعوت به سوی خدا و راهبریِ دیگران در راهِ او یک ویژگیِ اساسیِ آن و شاید هدفِ اصلیِ آن است.
***
دوستانِ عزیزِ من از تجدید نظر در انتخابهایمان نترسیم.
از اینکه روزی به فکرِ تجدید نظر بیفتیم، که دیگر فرصتی برای جبرانِ انتخابهای اشتباه نمانده باشد، بترسیم.
***

روی موج ابر و باد
یه روزی مهدی میاد
یه غروبِ آتشین ... که زمین ذوبِ حرارتِ خداس
کوجهها، همه چراغون میشه باز
دیوارا آینهبندون میشه باز
دیو شب از کوچه بیرون میشه باز
تو یه صبحِ سربیِ پر از غبار
توی بهتِ انتظار
کوچهها داد میزنن یکی اومد
جاده فریاد میزنه مهدی اومد
مهدی اومد
مهدی اومد
|
+| نوشته شده توسط
طه در دوشنبه هجدهم شهریور 1387
|