سلام.
بازم سلام و عیدتون مبارک. امروز روزی بود که خدا بیشترین اعتماد رو به آدم کرد و یک نفر از نسل بشر را برگزید. مبارکت باشد ای بشر.
خیلی حرف دارم که بزنم. اول از همه دلیل اصلی اینکه از وبلاگ دور بودم رو میگم.
از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون. از نوروز ۸۶ تلاشهایی برای ازدواج شروع کرده بودم که این تلاشها از آذرماه ۸۶ به نتیجه نزدیک شد و بعد از گذراندن دوره مشاوره ژنتیک و آزمایشهای لازم (مثل ایدز و اعتیاد وتالاسمی و هپاتیت و ...) بالاخره "بله" رو از "دخترعمو"ی سابقم گرفتم.
عید امسال چندان خوب نبود.
ولی بعد از عید با اتفاقات خوبی برای من همراه بود. ۲۶ فروردین عقد ما بسته شد. اونم تو آسمونا. ایشالا قسمت شما هم بشه. خیلی شیرینه. دورانه نامزدی رو میگم. دوران عقد هم که جای خودشو داره.
خلاصه اینکه ما حسابی دستمون بند بود. توی ۱۰ ماه گذشته فرصت کمی برای کارای فوق برنامه داشتم ولی حالا سرم داره خلوت میشه.
اقلا تا وقتی بخوام برم سر کلاس فوق لیسانس وقت دارم که وبلاگ بنویسم.
فعلا "یا علی"
|
+| نوشته شده توسط
طه در پنجشنبه دهم مرداد 1387
|