تبليغاتX
شب تنهایی
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
 ساقیا آمدن عید مبارک بادت...
سلام آسید. چه طوری؟ خوبی ان شاءالله؟ از دست ما که دلخور نیستی؟ خوب خدا رو شکر.

آسید عیدت مبارک. ایشالا سال دیگه این موقع شما از سفر برگشته باشی و همگی دور هم باشیم و این دوریها تموم شده باشه. خیلی دلم برات تنگیده آسید. تو این تهرون که انگار چندان دوست و رفیق نداری. داری؟ ولی فکر کنم رفقات توی قم کم نباشن.

آسید راستش رو بخوای من یه مطلبی رو آماده کرده بودم که برات بنویسم ولی همین که اومدم روی شبکه یادم رفت که چی مس خواستم بنویسم.

یادش به خیر

یه مطلبی که خودم امروز فهمیدم برات می نویسم. من یه مدتی بود که فکر می کردم که چرا آدما همیشه از کودکیشون به نیکی یاد میکنن و همیشه می گن:«یادش به خیر». همیشه دوست دارن که به کودکیشون بر گردن. توی این چند روز که حرف عید فطر بود٬ یاد این روایت معروف افتادم که معصوم فرموده:«هر روزی که در آن معصیت خدا نشود عید است.» و این نکته به ذهنم رسید که مردم کودکیشون رو دوست دارن چون همیشه دوران کودکی عیدشون بوده و روحشون شاد و بانشاط بوده. چون مردم توی کودکیشون پاک و بی گناه بودن و اینجوری بوده که هر روز کودکیشون عیدشون بوده و حالا که از اون دوران گذر کردند هر از چند گاهی یاد قدیم می افتن ناخودآگاه آهی می کشن و میگن:«یادش به خیر».

چندتا لینک:

استفتائات مقام معظم رهبري در باره زكات فطره

نشستی با عوامل مجموعه «ميوه ممنوعه»

برنده جايزه نوبل ادبي 2007: بيش از 30 سال منتظر بودم

عکس های پشت صحنه سریال "اغما"

|+| نوشته شده توسط طه در شنبه بیست و یکم مهر 1386  |
 تموم شد ...
تموم شد٬ دیگه چیزی تا آخر ماه نمونده٬ یک یا نهایتا ۲ روز دیگه روزه میگیریم و بعدش ...

بعدش عید فطر...

بعد از عید فطر چی؟

چند نفر از ما به قرآن خوندن ادامه میدن؟ چند نفرمون بازم صله رحم می کنن و اقوام رو به بهونه شام دور هم جمع میکنن؟ چند نفرمون هنوز به فکر ایتام و محرومان و نیازمندان هستند؟ چند نفرمون باقی می مونن که هنوز به چشم و گوششون تسلط دارند؟ چند نفرمون نماز صبحشون رو اول وقت می خونن؟ چند نفرمون بعد از عید فطر بازم سحرها بیدار میشن و با خدا حرف میزنن؟

ماه خوب خدا داره تموم میشه.

به خودم میگم. حواست رو جمع کن٬ هرچی از اول ماه تا حالا ککم کاری و تنبلی کردی٬ سعی کن توی این دو سه روزی که هنوز وقت داری جبران کنی. معلوم نیست سال دیگه زنده باشی و ماه رمضون سال دیگه رو درک کنی ها! یا شاید هم زنده بودی اما... شاید مثل خیلی ها که امسال از نعمت روزه و نماز و قرآن و ... محروم بودن٬ خدای نکرده سال دیگه تو هم از همه اینا محروم بشی.

خلاصه اینکه هش دار که ماه رمضان رفت...


من یه دوستی دارم که «آسید» صداش میزنم و خیلی هم دوستش دارم

از امروز می خوام هربار که آپ کردم یه مطلب هم برای آسید جونم بنویسم.

آسید سلام.

قبلا فقط باهات حرف می زدم و نجوا میکردم و گاهی هم برات روی کاغذ می نوشتم٬ ولی تصمیم دارم که شروع کنم توی شبکه برات بنویسم. چرایی کارم رو هم بعدا به صورت خصوصی بهت می گم (بالاخره دوتا دوست هم یه رازهایی بین خودشون دارن که نباید بقیه بدونن)

چند روزیه که سرماخوردگی عجیبی اومده سراغم و تقریبا از تموم کار و زندگی افتادم. نمیدونم حکمت خدا ه جوری اقتضا کرده ولی هرچی هست ما که شاکریم. سرماخوردگی باعث شده بود که چند روزی از دنیا بی خبر باشم. امروز یکی دوتا خبری رو که حتما خودت ازشون خبر داری رو خوندم. برام جالب بود.

دانشجوها با رهبری دیدار داشتند. بران جالب بود ببینم که از دانشجوها چه کسانی پشت تریبون رفتند و صحبت کردند و اصلا دوست نداشتم بشنوم که همه کسانی که حرف زدند همشون یک طرز تفکر داشتند. وقتی خوندم که دبیر انجمن اسلامی امیر کبیر٬ نماینده انجمن اسلامی دانشجویان مستقل٬ نماینده جنبش دانشجویی اعتدال اسلامی و ... هم جزو کسانی بودند که پشت تریبون رفتند و صحبت کردند خوشحال شدم. فهمیدم که رهبری بر روی کسانی که دست اندرکار برگزاری چنین لساتی هستند نظارت کامل داره و همه حرفها رو از همه طرز تفکرها می شنوه.

آسید دلم برات تنگ شده٬ خیلی از حرفامو نمیتونم اینجا بزنم و باید یا درگوشی بهت بگم و یا برات بنویسم رو کاغذ.

 

حاشيه هاي فارس از ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب  

|+| نوشته شده توسط طه در چهارشنبه هجدهم مهر 1386  |
 
 
بالا