تبليغاتX
شب تنهایی
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
 
سلام
می خواستم که خودم هم براي خودم کامنت بذارم ولی چون طولانی شد توی یه پست آوردمش. در مورد بعضي از کامنتهاي بچه ها هم مطلب بنويسم:
اولا که آقا "طه" خودت قبلا اينو زياد تجربه کردي و خوب مي دوني که حرف زدن راحت و عمل کردن بسيار سخت است. خوش به حال کساني که بيشتر از اينکه حرف بزنند عمل مي کنند.
دوم: جواب سئوال اولت يه کمي سخته. من خيلي دلم از اين دنيا گرفته و به اميد اينکه يه روز دولت کريمه آقا رو ببينم زنده هستم. حالا اگه با زنده بودن من ظهور آقا به تاخير بيافته چي؟ ولي ... نه من حاضرم همين الان بميرم تا ظهور رخ بده و ان شا الله من هم جزو رجعت کنندگان باشم.
سوم: همه مي گن که علم خيلي ژيشرفت مي کنه. ولي من نميدونم چه علمي؟ همه مي دونيم علوم فني و تجربي در عين اينکه بسيار براي زندگي ما ضروري هستند بدون در نظر گرفتن مصالح تمام دنيا توليد مي شوند و اغلب آنها ذاتا براي محيط زيست مضرند. اصولا ذات تکنولوژي موجود به سمت نابودي زمين حرکت مي کند. (براي مطالعه بيشتر در اين زمينه مراجعه کنيد به کتاب "توسعه و مباني تمدن غرب" نوشته سيد شهيدان اهل قلم "شهيد آويني")
حال آيا اين علوم موجود در دنيا به همين صورت باقي خواهند ماند؟
مي دانيم تکنولوژي براي توليد انبوه و بهره کشي بيشتر از محيط و آسايش در لذت به وجود آمده. آيا تکنولوژي هاي موجود در عصر حکومت آقا کاربردي دارند؟
آنچه مسلم است اينکه پس از برقراري دولت کريمه آقا، هدف جامعه و مردم آن تغيير مي کند. هدف جامعه از "تلاش براي آسايش و لذت و تمتع بيشتر از دنياي موجود" به "تلاش براي ايجاد فرصتهاي بيشتر براي عبادت حق تعالي" تبديل مي شود. در آن زمان محور فعاليتهاي جامعه و دنيا از " اقتصاد" به "فرهنگ" تبديل مي شود.
نميدونم از کجاي مطالب قبلي من اين برداشت صورت گرفته که عصر ظهور رو دور دانستم!!
در مورد اينکه مردم بايد جامعه را براي ظهور آمد کنند، سئوال سوم من ناظر به همين مسئله بود. حال چه بايد کرد؟ در دنيايي که بر اساس مباني تمدن غرب شکل گرفته مي گويند براي اينکه يک کشور جهان سومي و توسعه نيافته به رشد و توسعه دست پيدا کنه قبل از هرچيز بايد زيرساختها را آمده کنه و کارهاي زيربنايي مثل ايجاد راه و ساخت سد و توليد برق و انرژي و... را بايد در مرحله اول انجام بدهد.
حال در بحث حرکت به سمت ظهور که برترين و اصليترين پيشرفت و توسعه در ديدگاه اسلامي است، ما به چه زيرساختهايي نياز داريم؟ چه کارهاي زير بنايي بايد در مرحله اول انجام دهيم؟ همه اينها توضيحات سئوال سوم من بود.
در مورد فرموده آيت الله بهجت با اينکه هيچ کس نمي تواند براي ظهور آقا زماني را پيش بيني و تعيين کند، انا شاالله به همين زودي (همين جمعه) آن نبائ عظيم فرا مي رسد. ما منتظريم.
در مورد اينکه "جواب اين سئوالها با ظهور آقا، مياد" بايد بگم من مطمئنم تا 313 نفر پيدا نشوند که به اين سئوالها و شبيه اينها جوابهاي کامل و از روي صداقت بدهند ظهور رخ نميدهد.
سعي کنيم کارهاي زيربنايي را براي ايجاد دولت کريمه آغاز کنيم.
اما اگر من به خواست خدا زمان ظهور را درک کنم با وضعي که الان دارم علاوه بر اينکه از ظهور خوشحال و مسرور خواهم شد، از اينکه خودم را براي به عهده گرفتن مسئوليتي در دولت کريمه و شايسته سالار آماده نکردم تاسف خواهم خورد.
هرکدام از ما بايد يکي از 313 سردار امام باشيم که نزديکترين کسان به ولي خدا خواهيم بود انشاالله.
به آقا دادشم هم بگم که فاصله بين دو مطلب آخر يعني"بذکر مولانا..." و "چندتا سئوال" تنها يک روز کاريه (فقط شنبه) در ضمن، داداشي خوب مي دونه که من چه قدر سرم شلوغه. مگه نه داداشي؟؟؟
يه گله هم از داداش خودم بکنم که چرا درمورد مطالب کامنت نميگذاره؟ اصلا نوشته هاي منو مي خوني؟
در مورد بي عدالتي ها هم بگم که تا زماني که در ما اراده رفع بي عدالتي به وجود نيومده باشه، همينه که هست.
مردم بايد بخوان که آقاشون بياد. نشونه اين خواستن اينه که خودشون در درجه اول به خودشون ظلم نکنن. عبادت و اطاعت خدا را همانگونه که ازشون خواسته شده انجام بدن.

===========================================================

این شعرو بخون. اگه گریه نکردی... .

نشسته سایه‌ای از آفتاب بر روی‌اش
به روی شانه‌ی طوفان رهاست گیسوی‌اش

ز دوردست سواران دوباره می‌آیند
که بگذرند به اسبان ِ خویش از روی‌اش

کجاست یوسف ِ مجروح ِ پیرهن‌چاک‌ام؟
که باد از دل ِ صحرا می‌آورد بوی‌اش

کسی بزرگ‌تر از امتحان ِ ابراهیم
کسی چون‌آن که به مذبح برید چاقوی اش

نشسته است کنارش کسی که می‌گِرید
کسی که دست گرفته به روی پهلوی‌اش

هزار مرتبه پرسیده‌ام ز خود او کیست
که این غریب نهاده‌است سر به زانوی‌اش

کسی در آن طرف ِ دشت‌ها نه معلوم است
کجای حادثه افتاده است بازوی‌اش

کسی که با لب ِ خشک و ترک‌ترک شده‌اش
نشسته تیر به زیر ِ کمان ِ ابروی‌اش

کسی است وارث ِ این دردها که چون کوه است
عجب که کوه ز ماتم سپید شد موی‌اش

عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان
که عشق می‌کِشد از هر طرف به هر سوی‌اش

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سري
به روی شانه‌ی طوفان رهاست گیسوی‌اش

========================فاضل نظری========================

|+| نوشته شده توسط طه در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386  |
 چندتا سئوال

بسم رب الحسین

و بذکر مولانا صاحب العصر و الزمان

سلام علی آل یاسین.

امروز هم اصلا مطلبی رو آماده نکرده بودم. حالا هم قصد ندارم که مطلبی بنویسم. فقط می خواهم چندتا سئوال بنویسم:

۱- دوستی می گفت: « اگه بهت بگن که در صورتی که تو زنده بمونی امام زمان ۲ سال دیگه ظهور می کنه و تو هم می تونی ببینیش ولی اگه تو بمیری همون موقع آقا ظهور میکنه و تو نمیتونی ببینیش کدوم رو دوست داری؟

اینکه تو زنده بمونی به شرط تاخیر در ظهور آقا و یا تو بمیری و آقا رو نبینی ولی ظهور آقا زودتر اتفاق بیفته»

۲- وقتی آقامون بیاد٬ دنیا چه شکلی میشه؟ آدما چه جور لباس میپوشن؟ چی می خورن؟ خونه ها چه شکلی میشه؟ آیا این همه خیابون و ماشین و ... وجود خواهند داشت؟ آیا شغل هایی که حالا وجود دارند اون موقع هم وجود خواهد داشت؟

کلا جامعه مهدوی چه شکلیه؟

۳- اگه تونستی به سئوال بالا یه جوابی بدی که خودت رو قانع کنه٬ بگو که تا رسیدن به اون جامعه چ قدر راه داریم؟ آیا ما میتونیم اونو بسازیم٬ یا باید منتظر بمونیم که آقا بیاد و خودش آستین بالا بزنه و شروع کنه به ساختن؟

۴- من که امام زمانم رو دوست دارم (لا اقل فکر می کنم که دوستش دارم) چی کار کنم که آقا هم منو دوست داشته باشه؟؟؟؟؟

 

می‌برد قد تو از سرو خرامان رونق
پیش روی تو ندارد مه تابان رونق
از می لعل تو یابد دل غم دیده نشاط
وز گل روی تو دارد چمن جان رونق
گل به عهد تو نیارد شدن از پرده برون
زان که او را نبود پیش تو چندان رونق
رونق جمله جهان گر چه زمان جویا شد
نیست بی روی تو در مجمع خوبان رونق
چه شود مجلس ارباب نظر گر یک شب
گیرد از روی تو ای شمع شبستان رونق
عالم از نور مه و مهر چه رونق گیرد
گیرد از نور رخت دیده من آن رونق

این شعر رو هم از وبلاگ عطر ظهور کپی کردم. (امیدوارم که ناراحت نشده باشن)

 

|+| نوشته شده توسط طه در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386  |
 بذکر مولانا صاحب العصر و الزمان
بسم رب الحسین

و بذکر مولانا صاحب العصر و الزمان

سلام

امروز قصد نداشتم مطلب بنویسم. می خواستم یه سری به وبلاگ بچه ها  بزنم و یه کامنت بذارم و برم سر کلاس.

اما یه چیزایی دیدم که اول اشکم رو در آورد و بعدشم منو وادار کرد که حتما یه مطلب بنویسم.

یه بار نوشتم ولی نتونستم آپ کنم. حالا دارم تمام اون مطلبو دوباره بنویسم.

دوستای قدیمیتر اگه یادشون باشه من یه مطلب نوشته بودم به اسم "چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟" که توی اون درمورد اینکه چرا این همه وبلاگ عشقی زیاد شده نوشته بودم.

امروز یه وبلاگایی دیدم که درباره دغدغه های من نوشته بودن. کلی خوشحال شدم.

حالا فهمیدم که چرا آقا (آیت الله خامنه ای) توی یکی از صحبتاشون فرموده بودن (نقل مضمون) این جوونای نسل سوم انقلاب اگه از نسل اول و دوم برتر و بهتر نباشن کمتر نیستن و اینا بهتر میتونن از انقلاب دفاع کنن.

حالا می فهمم که چرا رهبری این قدر جوونا رو دوست داره و تحویلشون میگیره.

 

چندتا از وبلاگایی که بهشون سر زدم:

مکن و داداشی

خلوت دل

گل نرجس

تمام خلقت در انتظارند

منتظران ظهور

عطر ظهور

وبلاگ ایران اسلام

السلام علیک یا زینب کبری

آن سفر کرده

یا امام زمان

نجوای شبانه

فلرصت ندارم که بقیه دوستان رو لینک کنم.

شاید در پیوست.

التماس دعا برای فرج آقا.

یا زهرا

|+| نوشته شده توسط طه در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386  |
 
 
بالا