
سلام. سلامی پر از اشک و آه.
این روزا خیلی دلم میگیره. هر چی می خوام آب بخورم دلم می گیره. هر وقت یه بچه شیرخوره میبینم دلم میگیره و بغض میکنم. هروقت یه دختر بچه میبینم اشک تو چشام حلقه میزنه. این روزا هرجا و هرچیزی منو یادِ کربلا میندازه. یاد مصیبتهای عاشورا میافتم و بغض میکنم و آروم توی خودم گریه میکنم. بعد از اینها تازه یاد یه چیزه دیگه میافتم که منو بیشتر از همه می سوزونه. یاد یه آقایی میافتم که الآن بیشتر از ۱۲ قرنه که داره با این غم و غمهای دیگه زندگی می کنه. آقایی که تنهای تنهاست. آقایی که از غم جدش خون گریه میکنه. این روزا صاحب عزاست ولی کسی نیست که زیر بقلشو بگیره و بهش تسلیت بگه و ... .
همه برای سلامتی آقا امام زمان دعا کنیم
آقاي خوب و مهربون
گل زمين و آسمون
چشاش شده كاسه خون
آخه محرم رسيده
خالِ سياه رو گونَشه
دل همه ديوونشه
شال عزا رو شونَشه
آخه محرم رسيده
امير عشق عالمين
چو فاطمه به شور و شين
تو گريه هاش ميگه حسين
آخه محرم رسيده
دلش به تابه و تبه
ز گريه ها لبالبه
به فكر عمه زينبه
آخه محرم رسيده
بيا براش دعا كنيم
خيمه غم به پا كنيم
دلا رو كربلا كنيم
آخه محرم رسيده
|
+| نوشته شده توسط
طه در یکشنبه هشتم بهمن 1385
|