امام صادق (ع) فرمودند: سوره مباركه فجر را در نمازهاي واجب ومستحب بخوانيد زيرا اين سوره مباركه در شاًن امام حسين‹ع› است. شخصي علت آن را جويا شد، حضرت در پاسخ فرمودند: به دليل آنكه امام حسين ‹ع› صاحب نفس مطمئنه بود كه خداوند از او راضي واو از خداوند راضي بود. ( ويكي از مصاديق بارز اين آيه شريفه امام حسين ‹ع› است) بحار النوار جلد 24

این عکس هیچ شباهتی به علی اصغر(ع) ندارد. ولی ...
ولی کی دلش میاد که این کودک شیرخواره رو با این نگاه ناز و معصوم و مظلومش بکشه؟؟!
کی دلش میاد با تیر شعبه دار و زهرآگین گلوی این کودک رو نشونه بگیره و اونو توی بغل پدرش ذبح کنه؟؟! خدا لعنتت کنه حرمله

آن شب (شب عاشورا) امام در وضع فوق العاده اي به سر برد، شب هنگام ياران خود را جمع كرد، امام سجاد فرمودند با آنكه بيمار بودم نزديك رفتم و شنيدم پدرم به يارانش مي فرمود: بهترين ستايش را بر خداوند نمايم و برسود و زيان، او را سپاس گذارم. بار خدايا، من تو را سپاس مي گويم كه ما خانواده را به نبوت گرامي داشتي، قرآن را به ما آموختي، در دين دانا ساختي و به ما گوشهاي شنوا، ديده بينا و دل روشن دادي. ما را از شكرگزاران خود بپذير. اما بعد، من در ميان اصحاب جهان با وفاتر و بهتر از اصحاب خود نمي دانم، در ميان خانواده ها مهربانتر از افراد خانواده خود نمي شناسم اِنّي لا اَعْلَمُ اَصْحاباً اوفي وَ لاخَيراً مِن اَصْحابي وَ لا اَهْلَ بَيت اَوْ قَبل وَ لا اَفضَل مِنْ اَهلِ بيتي ؛ خداوند شما، همه را از طرف من جزاي خير دهد، من به همه شما اجازه دادم كه آزادانه برويد و شما را حلال كردم. اين شب تاريك شما را فرا گرفته است، در امواج ظلمات خود را از گرداب بيرون كشيد، هر كدام از شما دست يكي از افراد خاندان مرا بگيرد و در روستاها و شهرها پراكنده شود زيرا اين مردم مرا مي خواهند و اگر مرا گرفتار كنند از جستجوي ديگران بگذرند.
اولين نفر حضرت ابوالفضل (ع) صحبت نمودند و ابراز وفاداري كردند و هر كدام از اصحاب مطلبي عرض كردند، مسلم بن عوسجه گفت: ما دست از تو بر نمي داريم، نيزه به سينه دشمن مي كنم و تا دسته شمشير در دست دارم با آن بجنگم و اگر سلاح به دستم نماند به آنها سنگ بياندازم، به خدا اگر بدانم كه كشته مي شوم و زنده مي شوم و سپس كشته مي شوم و سوخته مي شوم و خاكسترم را باد مي دهند و هفتاد بار با من چنين كنند از تو جدا نشوم تا در آستانت بميرم ولي افسوس كه فقط يك جان دارم. زهيربن قين نيز گفت: به خدا من دوست دارم كشته شوم و زنده شوم و باز كشته شوم تا هزار بار و خداوند با اين كشتار، از تو و خاندانت دفاع كند. سپس حضرت قاسم بن الحسن (ع) قيام كرد.(قاسم سيزده سال سن دارد پيش خودش شك مي كند كه آيا اين شهادت نصيب منهم مي شود يا نه)رو به حضرت مي كند و مي گويد: يا عماه اَنا في من قَتل، آيا من هم جزء كشته شدگان هستم؟ حضرت از او پرسيد: كَيفَ الْموت عِنْدَكَ، مرگ پيش تو چگونه است؟ عرض كرد: يا عماه احلي من الْعيل، شيرين تر از عسل. حضرت فرمود: نَعَم اِبْن اَخي؛ بله اي فرزند برادرم، ولي به درد سختي مبتلا خواهي شد. قاسم الحمدلله گفت.
امام سجاد (ع) مي فرمايند: وقتي امام وفاداري يارانش را ديدند به آنها فرمودند اكنون سربرداريد و نگاه كنيد. آنها جاي خود را در بهشت ديدند و امام، جايگاه تك تك آنها را به ايشان نشان داد.
اگه وقت داشتی به این چندتا وبلاگ هم سر بزن. مطالب خوبی در مورد امام حسین و محرم دارند:
زبور عشق: http://zaboreeshgh.blogfa.com
سید۷۴: http://seied74.blogfa.com
مهدویت: http://1173.blogfa.com
توی این وبلاگ ها آدرس وبلاگهای مذهبی و حسینی دیگه رو هم میتونی پیدا کنی.
همیشه میگن وقتی آب میخوری بگو یا حسین(ع). ولی توی این روزا وقتی آب می خوری آروم بگو یا ابوالفضل (ع)
|
+| نوشته شده توسط
طه در دوشنبه نهم بهمن 1385
|