سلام
من در مدتی که نبودم:
من و خوراسگان:
چند وقت پیش (دقیقا ۷ روز و ۱۹ ساعت و ۵۰ دقیقه پیش) من بعد از یکی از امتحاناتم تصمیم گرفتم که برم اصفهان یه چرخی بزنم و چندتا از کارای عقب افتاده رو انجام بدم. ساعت ۴ بعد از ظهر رفتم نقلیه (محلی که اتوبوسهای دانشگاه جمع میشن). توی نقلیه یه نفر رو از دور دیدم و ... (این قسمت دچار خودسانسوری شد) و من به جای اینکه سوار سرویس اصفهان بشم سوار اتوبوس خوراسگان شدم. خوراسگان یکی از شهرهای نزدیک اصفهانه که الآن دیدگه به اصفهان چسبیده. فاصله مرکز شهر خوراسگان (میدان امام خمینی خوراسگان) تا مرکز شهر اصفهان(میدان انقلاب اصفهان) با تاکسی بین ۳۰ تا ۴۰ دقیقه است. من رفتم خوراسگان تا یک نفر رو پیدا کنم ولی نتونستم اونو پیداش کنم. حدود ۳ ساعتی توی شهر قدم زدم و خوب به در و دیوار و مردم شهر نگاه کردم. چیزای جالبی دیدم. مثلا دیدم سردر خونه هایی که توی انقلاب یا جنگ شهید دادن تابلوهایی نصب بود که توش عکس شهید رو نقاشی کرده بودند و مشخصات و محل شهادتش رو نوشته بودند. دیگه اینکه دیدم مردم شهر با اینکه خیلی با اصفهانیها ارتباط دارن (هم خانوادگی و هم شغلی) اما از نظر ظاهری شبیه اصفهانیا نیستن. مخصوصا خانمها. توی اون ۳ ساعت من فقط دو تا مانتویی دیدم و بقیه همه چادر سرشون بود. یاد شهر خودم افتادم (قم). کوچه های پر پیچ و خم و خونه های گلی و درهای چوبی بزرگ که توی شهر کم نبودند نشان از گذشته نه چندان دور شهر داشتند. زمانی که خوراسگان روستای کوچکی بوده.
این رو به عنوان پیوست برات می نویسم. یه بار نوشتم اما نتونستم آپ کنم:
قصد داشتم که امروز در مورد تکنولوژی برات بنویسم اما ترجیح می دم فعلا چندتا سئوال رو مطرح کنم. تا بعد در مورد تکنولوژی و این سئوالها بنویسم.
چرا تکنولوژی به تفاوتهای میان انسانها احترام نمیگذاره؟ (همه باید با سوار اتومبیلهای یک اندازه بشوند. همه باید بر روی صندلیهای یک اندازه بنشینند. ارتفاع میز غذاخوری همه یک اندازه است و ...)
چرا تکنولوژی به طبیعت احترام نمی گذارد؟ (تکنولوژی از زمان انقلاب صنعتی به این طرف چرخه ها طبیعت را بر هم زده و مواد معدنی را از چرخه های برگشت پذیر خارج کرده در مسیرهای بی بازگشت قرار میدهد و هر روز زباله های غیر قابل بازیافت بیشتری تولید میکند)
آخرین و اصلی ترین سئوال اینکه: اصلا تکنولوژی و صنعت برای چه به وجود آمد؟ برای رفاه انسان یا برای تنبلی او؟
توی هر پست چندتا از کامنتهایی که بچه ها توی پست قبلی گذاشتن رو به همراه نظر خودم در موردش برات مینویسم.
برای مطلبی که به نام "کتاب مقدس" نوشته بودم چندتا کامنت خوب گذاشته بودند که متاسفانه تا حالا فرصت نشده بود در موردشون بنویسم.
"شبنم" به نشانی WWW.ROSMARI.BLOGFA.COM در مورد غیرت دینی و مذهبی پیروان ادیان دیگه و اینکه شیعیان غیرت دینی ندارن چیزایی گفته که باید بگم:
اولا که هر تعصبی خوب نیست. تعصب اگر به معنی کنار گذاشتن عقل و خرد باشه "هدیه شیطان" است و باید از آن دوری جست. ولی اگر تعصب به معنی پایداری روی عقیده و نظری باشه که بر اساس منطق و خرد به دست آمده نعمت خداست و هر کسی این نعمت رو نداره. در مورد غیرت دینی شیعیان هم بگم که ماها وقتی که روی احکام اساسی دینمون (دینی که پیامبرِ رافت آورد) پافشاری می کنیم متهم میشیم به اینکه حقوق بشر رو رعایت نمی کنیم و خشونت طلبیم. وقتی به احکام مدرن و پیشرفته ای که ۱۴ قرن پیش آمده و هنوز عقل بشر به آنها نمیرسد پایبندیم به ما می گویند که متحجر و عقب مانده ایم و با ترقی و پیشرفت مخالفیم و ... . دل من پر درد است ولی آنچه واقعیت دارد این است که امروز بیشترین دسیسه های آمریکا و صهیونیست ها بر علیه شیعیان دنیاست و این یعنی ما هنوز زنده ایم.
"عرفان" هم نوشته بود " از حصن توجه وریز بینی شما متشکرم " که باید بگم:
عزیزم، اون "حصن" اشتباهه باید مینوشتی "حسن" . یه اشتباه دیگه هم داری که بی خیال.
"مجید شر" به نشانیWWW.AMOOMAJID.BLOGFA.COM هم در مورد مطلب "کتاب مقدس" نوشته بود: "راستی نباید قبل از اجازه گرفتن از صاحب آن وبلاگ اونو لینک می کردید. نباید از همه توقع داشته باشید که با شما بحث کنن." که باید بگم:
اولا که وبلاگ خودمه و هر چیزی که خلاف شرع و قانون نباشه رو توش می نویسم. ایشون هم اگه نمیخواد که وبلاگش خواننده داشته باشه اصلا چرا وبلاگ زده؟
دوما اگه کسی واقعا به یک دین و مکتبی اعتقاد داره و بر اساس اون زندگی می کنه باید قبلش فکر کرده باشه. انسان حتی برای تقلید کردن از دیگران هم باید ابتدا فکر کندو تصمیم بگیرد. و کسی که با فکر راهی را انتخاب کرده نباید از بحث کردن راجع به راه و اعتقاداتش بترسه.
"عاشق امام حسین(ع)" هم توی کامنتی که گذاشته بود اصطلاح " سَمِّ سنت " رو به کار برده که باید بگم:
سنت سم نیست و سم ندارد. ولی بی خردی و ناآگاهی سمی مهلک است که می تواند یک جامعه را بکشد و یا فلج کند.
|
+| نوشته شده توسط
طه در سه شنبه بیست و ششم دی 1385
|