بازم سلام
امروز روز عرفه (در ایران) است. سالروز شهادت حضرت مسلم بن عقیل و اولین سالگرد شهادت حاج احمد کاظمی و ۱۰ سردار دیگر سپاه هم هست که همگی در یک سانحه هوایی ( این روزا توی ایران سانحه هوایی مثل سوانح رانندگی معمولی شده 
) شهید شدند. شهادت و رهایی از این دنیا رو به اون شهدا تبریک میگم. از دست دادن اونا رو هم به خودم و همه ملت ایرن تسلیت میگم (گرچه خیلی ها نمیدونن که اونا چه گوهرهایی بودند که از دست ما رفتند).
من به خاطر اینکه باید خیلی سریع از قم به اصفهان برگردم (باید برم دانشگاه) متأسفانه امروز نمیتونم توی مراسم دعای عرفه شرکت کنم. از این جا به همه کسایی که وبلاگ منو می خونن التماس دعا میگم (دوستای با معرفت دعا کنید این مریضی ما هرچی زودتر خوب بشه). برای همه دعا کنید.
آه ...........
همین الآن یه چیزی یادم افتاد که دلم گرفت.............آه ............
امروز روزیه که امام حسین-علیه السلام- با زن و فرزند و خواهران و برادران و پسران خواهران و برادرانش (به جز خانواده حضرت عباس-علیه السلام- ) و فرزندان یتیم برادرش امام حسن-علیه السلام- حرکت خود را از مکه به سمت کوفه آغاز میکند.
آه ..........
اگه روزی به این فکر افتادی که چرا آقا امام زمان ـ قربونش برم - با این همه آه و ناله ماها بازم ظهور نمیکنه به این فکر کن که مردم کوفه که ۱۸ هزار تا نامه برای امام حسین نوشته بودند (که بیا ما رو از دست این حاکم کوفه نجات بده و خودت بر ما حکومت کن و ما تو رو دوست داریم و ....
) وقتی امام حسین هنوز به کوفه نرسیده بود راهش رو بستند و محاصره کردنش و بعد هم راه آب رو بستن و دست آخر هم با اون وضع فجیع همه مردای کاروانش ( به جز حضرت زین العابدین-علیه السلام- ) رو کشتن
و بعدش هم با بی رحمی تمام زن و دخترای کاروان ( که همگی از نوادگان حضرت رسول بودند) رو به اسیری بردند
و توی شهرشون گردوندند. بعدشم به این فکر کن که آیا ما واقعا آقا امام زمان رو دوسِش داریم یا آقا رو هم برای خودمون می خواهیم تا وضع زندگی مون بهتر بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آه.......................
خیلی دلم گرفته
. کاشکی بودی و من سرمو میگذاشتم روی شونه هات و های های گریه می کردم.


راستی اصلا می خواستم امروز یه چیزه دیگه بنویسم. این مطالب بالا خود به خود اومدن.
ولش کن بعدا برات مینویسم ( برای یه پست دیگه هم مطلبم جور شد
)
|
+| نوشته شده توسط
طه در شنبه نهم دی 1385
|